غزل شمارهٔ ۲۳
طوطی خجل فروماند از بلبل زبانت
مجلس پر از شکر شد از پستهٔ دهانت
جعد بنفشه مویان تابی ز چین زلفت
حسن همه نکویان رنگی ز گلستانت
ما را دلی است دایم درهم چو موی زنگی
از خال هندو آسا وز چشم ترکسانت
همچون نشانه تا کی بر دل نهد جراحت
ما را به تیر غمزه ابروی چون کمانت