غزل شمارهٔ ۲۴
ای مه و خور به روی تو محتاج
بر سر چرخ، خاک پای تو تاج
چه کنم وصف تو که مستغنی ست
مه ز گلگونه گل ز اسپیداج
هر که جویای تو بود همه روز
همه شبهای او بود معراج
پادشاهان که زر همیبخشند
به گدایان کوی تو محتاج
ای مه و خور به روی تو محتاج
بر سر چرخ، خاک پای تو تاج
چه کنم وصف تو که مستغنی ست
مه ز گلگونه گل ز اسپیداج
هر که جویای تو بود همه روز
همه شبهای او بود معراج
پادشاهان که زر همیبخشند
به گدایان کوی تو محتاج