غزل شمارهٔ ۲۶
حق که این روی دلستان به تو داد
پادشاهی نیکوان به تو داد
در جهان هر چه میخوهی میکن
که جهان آفرین جهان به تو داد
در جهان نیکوان بسی بودند
بنده خود را از آن میان به تو داد
دل گم گشته باز میجستم
چشم و ابروی تو نشان به تو داد
حق که این روی دلستان به تو داد
پادشاهی نیکوان به تو داد
در جهان هر چه میخوهی میکن
که جهان آفرین جهان به تو داد
در جهان نیکوان بسی بودند
بنده خود را از آن میان به تو داد
دل گم گشته باز میجستم
چشم و ابروی تو نشان به تو داد