غزل شمارهٔ ۲۹

نور رخ تو قمر ندارد

ذوق لب تو شکر ندارد

در دور تو مادر زمانه

مانند تو یک پسر ندارد

بی‌بهره ز دولت غم تو

از محنت ما خبر ندارد

آن کس که چو من به روی خوبت

دل می‌ندهد مگر ندارد