غزل شمارهٔ ۴۷
بیا که بیتو مرا کار بر نمیآید
مهم عشق تو بییار بر نمیآید
مرا به کوی تو کاری فتاد، یاری ده
که جز به یاری تو کار بر نمیآید
مقام وصل بلند است و من برو نرسم
سگش چو گربه به دیوار بر نمیآید
از آن درخت که در نوبهار گل رستی
به بخت بنده به جز خار بر نمیآید