غزل شمارهٔ ۴۸

حدیث عشق در گفتن نیاید

چنین در هیچ در سفتن نیاید

ز زید و عمرو مشنو کاین حکایت

چو واو عمرو در گفتن نیاید

جمال عشق خواهی جان فدا کن

که هرگز کار جان از تن نیاید

شعاع روی او را پرده برگیر

که آن خورشید در روزن نیاید