غزل شمارهٔ ۴۹

ای تو را تعبیه در تنگ شکر مروارید

تا به کی خنده زند لعل تو بر مروارید

چون بگویی بفشانی گهر از حقهٔ لعل

چون بخندی بنمایی ز شکر مروارید

بحر حسنی تو و هرگز صدف لطف نداشت

به ز دندان تو ای کان گهر مروارید

در دندان بنمای از لب همچون آتش

تا ز شرم آب شود بار دگر مروارید