غزل شمارهٔ ۵۲
دوش در مجلس ما بود ز روی دلبر
طبقی پر ز گل و پسته و بادام و شکر
ذکر آن پسته و بادام مکرر نکنم
شکرش قوت روان بود و گلش حظ نظر
عقل در سایهٔ حیرت شده زآن رو و دهان
که ز خورشید فزون است وز ذره کمتر
خط ریحانی بر چهرهٔ مشکین خالش
همچو بر برگ سمن بود غبار عنبر