غزل شمارهٔ ۶۵

دل سقیم شفا یابد از اشارت عشق

اگر نجات خوهی گوش کن عبارت عشق

چو غافلان منشین، راه رو که برخیزد

دو کون از سر راهت به یک اشارت عشق

خبر دهد که تو مردی و شد دلت زنده

ز مرگ رستی اگر بشنوی بشارت عشق

چو هیزم ار چه بسی سوختی ولی خامی

که همچو دیگ نجوشیدی از حرارت عشق