غزل شمارهٔ ۷۷

ای سعادت مددی کن که بدان یار رسم

لطف کن تا من دل داده به دلدار رسم

او ز من بنده به این دیدهٔ خون‌بار رسد

من از آن دوست به یاقوت شکربار رسم

عندلیبم ز چمن دور زبانم بسته است

آن زمان در سخن آیم که به گلزار رسم

تا بدان دوست رسم بگذرم از هر چه جز اوست

بزنم بر سپه آنگه به سپهدار رسم