غزل شمارهٔ ۸۰

عشق تو زیر و زبر دارد دلم

وز جهان آشفته‌تر دارد دلم

پیش ازین شوریده دل بودم ولیک

این زمان شوری دگر دارد دلم

لاف عشقت می‌زند با هر کسی

زین سخن جان در خطر دارد دلم

دست در زلف تو زد دیوانه‌وار

من نمی‌دانم چه سر دارد دلم