غزل شمارهٔ ۸۹

ای شکر لب نظری سوی من مسکین کن

ترک یک بوسه بگو کام مرا شیرین کن

دهن و قند لبت پستهٔ شکر مغزست

تو از آن پسته مرا طوطی شکرچین کن

نرگس مست بگردان، دل و جان برهم زن

سنبل جعد بیفشان و جهان مشکین کن

ز آن تنی کز سمن و یاسمنش عار آید

دم به دم پیرهنی پر ز گل و نسرین کن