غزل شمارهٔ ۹۰

ای چشم من از رخ تو روشن

چشمی به کرشمه بر من افگن

اکنون که به دیدن تو ما را

شد چشم چو آب دیده روشن،

جان و دل و عقل هر سه هستند

در عشق تو چون دو چشم یک تن

ای مردم چشم دل خیالت!

دارم ز تو من درین نشیمن،