غزل شمارهٔ ۱۰۰

از پسته تنگ خود آن یار شکر بوسه

دوشم به لب شیرین جان داد به هر بوسه

از بهر غذای جان ای زنده به آب و نان

بستد لب خشک من ز آن شکر تر بوسه

ای کرده رخت پیدا بر روی قمر لاله

وی کرده لبت پنهان در تنگ شکر بوسه

مه نور همی خواهد از روی تو در پرده

جان راز همی گوید با لعل تو در بوسه