غزل شمارهٔ ۱۰۴

جانا به یک کرشمه دل و جان همی بری

دردم همی فزایی و درمان همی‌بری

روی چو ماه خویش و دل و جان عاشقان

دشوار می‌نمایی و آسان همی بری

اندر حریم سینهٔ مردم به قصد دل

دزدیده می‌درآیی و پنهان همی بری

گه قصد جان به نرگس جادو همی کنی

گه گوی دل به زلف چو چوگان همی بری