غزل شمارهٔ ۱۱۶

تو قبلهٔ دل و جانی چو روی بنمایی

به طوع سجده کنندت بتان یغمایی

تو آفتابی و این هست حجتی روشن

که در تو خیره شود دیدهٔ تماشایی

به وصف حسن تو لایق نباشد ار گویم

بنفشه زلفی و گل روی و سرو بالایی

ز روی پرده برانداز تا جهانی را

بهاروار به گل سر به سر بیارایی