شمارهٔ ۲

عشق سلطان کرد بر ملک سخن رانی مرا

ز آن کنند ارباب معنی بنده فرمانی مرا

خطبهٔ شعر مرا شد پایهٔ منبر بلند

ز آنک بر زر سخن شد سکه سلطانی مرا

بر در شاهان کزیشان بیدق شطرنج به

حرص قایم خواست کرد از پیل دندانی مرا

اسب همت سر کشید و بهر جو جایز نداشت

خوار همچون خر در اصطبل ثنا خوانی مرا