شمارهٔ ۱۱
ای مرد فقر! هست تو را خرقهٔ تو تاج
سلطان تویی که نیست به سلطانت احتیاج
تو داد بندگی خداوند خود بده
و آنگاه از ملوک جهان میستان خراج
گر طاعتی کنی مکنش فاش نزد خلق
چون بیضهای نهی مکن آواز چون دجاج
محبوب حق شدن به نماز و به روزه نیست
این آرزوت اگرچه کند در دل اختلاج