شمارهٔ ۳۲
ای جان تو مسافر مهمان سرای خاک!
رخت اندرو منه که نهای تو سزای خاک!
آنجا چو نام تست سلیمان ملک خلد
اینجا چو مور خانه مکن در سرای خاک!
ای از برای بردن گنجینههای مور
چون موش نقب کرده درین تودههای خاک!
زیر رحای چرخ که دورش به آب نیست
جز مردم آرد مینکند آسیای خاک