شمارهٔ ۳۸
ایا نگار صدف سینهٔ گهر دندان
عقیق را زده لعل تو سنگ بر دندان
نهفتهدار رخ خویش را ز هر دیده
نگاهدار لب خویش را ز هر دندان
ز سعی و بخت نه دور است اگر شود نزدیک
لب تو با دهنم چون به یکدگر دندان
چو تو به خنده در آیی و عاشقان گریند
ایا نشانده ز در در عقیق تر دندان،