شمارهٔ ۴۱

در شب زلف تو قمر دیدن

خوش بود خاصه هر سحر دیدن

تا به کی همچو سایهٔ خانه

آفتاب از شکاف در دیدن

پرده بردار از آن رخ پر نور

که ملولم ز ماه و خور دیدن

گر چه کس را نمی‌شود حاصل

لذت شکر از شکر دیدن