شمارهٔ ۴۷

ای هشت خلد را به یکی نان فروخته!

وز بهر راحت تن خود جان فروخته!

نزد تو خاکسار چو دین را نبوده آب

تو دوزخی، بهشت به یک نان فروخته

نان تو آتش است و به دینش خریده‌ای

ای تو ز بخل آب به مهمان فروخته!

ای از برای نعمت دنیا چو اهل کفر،

اسلام ترک کرده و ایمان فروخته!