شمارهٔ ۵۲
زهی ز طرهٔ تو آفتاب در سایه
به پیش پرتو روی تو ماه و خور سایه
هوای عشق تو را مهر و ماه چون ذره
درخت لطف تو را هر دو کون در سایه
بنزد عقل چو خورشید روشن است که نیست
کسی به قامت و بالای تو مگر سایه
چو سایه بر من بینور افگنی گویند
که آفتاب فگندست سایه بر سایه