غزل شمارهٔ ۱۳
نازم خدنگ غمزهٔ آن دلپذیر را
کر وی گزیر نیست دل ناگزیر را
مایل کسی به شهپر فوج فرشته نیست
چندان که من ز شست دلآرام تیر را
منعم ز سیر صورت زیبای او مکن
از حالت گرسنه خبر نیست سیر را
وقتی به فکر حال پریشان فتادهام
کز دست دادهام دل و چشم و ضمیر را