غزل شمارهٔ ۲۰

گرفت خط رخ زیبای گل عذار مرا

فغان که دهر، خزان کرد نوبهار مرا

کشیدسرمه به چشم و فشاند طره به رو

بدین بهانه سیه کرد روزگار مرا

فرشته بندگیش را به اختیار کند

پری رخی که ز کف برده اختیار مرا

ربود هوش مرا چشم او به سرمستی

که چشم بد نرسد مست هوشیار مرا