غزل شمارهٔ ۴۲

هر چه کردم به ره عشق وفا بود، وفا

وانچه دیدم به مکافات جفا بود ، جفا

شربت من ز کف یار الم بود، الم

قسمت من ز در دوست بلا بود، بلا

سکه عشق زدن محض غلط بود ، غلط

عاشق ترک شدن عین خطا بود، خطا

یار خوبان ستم پیشه گران بود ، گران

کار عشاق جگر خسته دعا بود، دعا