غزل شمارهٔ ۷۳
تا حلقهٔ زنجیر دل آن زلف دراز است
درهای جنون بر من سودازده باز است
شور دل فرهاد شکر خندهٔ شیرین
تاج سر محمود و کف پای ایاز است
چشمی که تویی شاهد او محو تماشا
جایی که تویی قبلهٔ او گرم نماز است
زان عمر من و زلف تو کوتاه و بلند است
زیرا که به هر ورطه نشیب است و فراز است