غزل شمارهٔ ۹۴

مرا زمانه در آن آستانه جا داده‌ست

چنین مقام کسی را بگو کجا داده‌ست

خوشم به آه دل خسته خاصه در دل شب

که این معامله را هم به آشنا داده‌ست

تو مست گردش پیمانه‌اش چه می‌دانی

که دور نرگس ساقی به ما چه‌ها داده‌ست

به خون من صنمی پنجه را نگارین ساخت

که کشته را ز لب لعل خون بها داده‌است