غزل شمارهٔ ۹۹
زین حلاوتها که در کنج لب شیرین تست
کی اجل بندد زبانی را که در تحسین تست
کامیاب آن تن که تنها با تو در بستر بخفت
نیکبخت آن سر که شبها بر سر بالین تست
هر که در کون مکان میبینم ای سلطان حسن
بی سر و سامان عشق بیدل و بیدین تست
آن که چون طومار پیچیدهست دلها را به هم
چین زلف عنبر افشان و خط مشکین تست