غزل شمارهٔ ۱۱۶

مزرع امید را یک دانه به زان خال نیست

دل ز خالش برگرفتن خالی از اشکال نیست

ای که می‌گویی به دنبال سرش دیگر مرو

کاکل پیچان او پنداری از دنبال نیست

در صف عشاق گو لاف نظربازی مزن

آن که دامانش ز خون دیده مالامال نیست

من نه تنها کشته خواهم گشت در میدان عشق

هیچکس را ایمنی زان غمزهٔ قتال نیست