غزل شمارهٔ ۱۳۴

هر جا سخنی از آن دهان رفت

کیفیت باده از میان رفت

خوش آن که به دور چشم ساقی

سر مست و خراب از این جهان رفت

بی مغبچگان نمی‌توان زیست

وز دیر مغان نمی‌توان رفت

با جلوهٔ آن مه جهان تاب

آرایش ماه آسمان رفت