غزل شمارهٔ ۱۷۷

مهره توان برد، مار اگر بگذارد

غنچه توان چید، خار اگر بگذارد

با همه حسرت خوشم به گوشهٔ چشمی

چشم بد روزگار اگر بگذارد

کام توان یافتن ز نرگس مستش

یک نفسم هوشیار اگر بگذارد

سر خوشم از دور جام و گردش ساقی

گردش لیل و نهار اگر بگذارد