غزل شمارهٔ ۱۹۰
نرخ یک بوسه گر آن لعل به صدجان میکرد
مشتری فکر خریداریاش آسان میکرد
تلخ کام از لب شیرین بتی جان دادم
که به یک خنده جهان را شکرستان میکرد
همه جعمیت عشاق پریشان میشد
چون صبا شرحی از آن زلف پریشان میکرد
کوی دل ها همه از شوق به سر میغلطید
چون خم طره او دست به چوگان میکرد