غزل شمارهٔ ۲۰۲

تا صورت زیبای تو از پرده عیان شد

یک باره پری از نظر خلق نهان شد

گر مطرب عشاق تویی رقص توان کرد

ور ساقی مشتاق تویی مست توان شد

گیسوی دلاویز تو زنجیر جنون گشت

بالای بلاخیز تو آشوب جهان شد

نقدی که ز بازار تو بردیم تلف گشت

سودی که ز سودای تو کردیم زیان شد