غزل شمارهٔ ۲۱۲

تا حریفان بر در می‌خانه ماوا کرده‌اند

خانه غم را خراب از سیل صهبا کرده‌اند

میگساران چنگ تا در گردن مینا زدند

دعوی گردن کشی با چرخ مینا کرده‌اند

تا به یادش ساقی از مینا به ساغر ریخت می

میکشان از بی خودی صدگونه غوغا کرده‌اند

می به کشتی نوش کن کز فیض پیر می‌فروش

قطره می از خجالت بخش دریا کرده‌اند