غزل شمارهٔ ۲۱۷

ای بندهٔ بالای تو زرین کمری چند

منت کش خاک قدمت تاجوری چند

سر منزل عشاق تو جا نیست که آن جا

بالای هم افتاده تنی چند و سری چند

هم از سر عشاق و هم از سینهٔ مشتاق

عشق از پی شمشیر تو دارد سپری چند

بر روی کسی بخت گشاید در دولت

کو منظر زیبای تو بیند نظری چند