غزل شمارهٔ ۲۲۰

دادن باده حرام است به نادانی چند

کآب حیوان نتوان داد به حیوانی چند

گذر افتاد به هر حلقهٔ غم دوران را

مگر آن حلقه که ساقی زده دورانی چند

خون دل چند خوری زین فلک مینایی

ساغری چند بزن با لب خندانی چند

ایمن از فتنهٔ این گنبد مینا منشین

خیز و با دور قدح تازه کن ایمانی چند