غزل شمارهٔ ۲۲۵

بر زلف تو باید که ره شانه ببندند

یا مشک‌فروشان در کاشانه ببندند

آن جا که تویی جای نظر بستن ما نیست

گو اهل نصیحت لب از افسانه ببندند

خرم دل قومی که به یاد لب لعلت

پیمان همه با گردش پیمانه ببندند

عیشی به از این نیست که از روی تو عشاق

برقع بگشاند و در خانه ببندند