غزل شمارهٔ ۲۳۴

صورتگران که صورت دل خواه می‌کشند

چون صورت تو می‌نگرند آه می‌کشند

جمعی شریک حال پراکندهٔ من‌اند

کز طرهٔ تو دست به اکراه می‌کشند

لب تشنگان چاه زنخدان دلکشت

آب حیات دم به دم از چاه می‌کشند

یارب چه گلبنی تو که با نقش قامتت

سرو بلند را همه کوتاه می‌کشند