غزل شمارهٔ ۲۴۱

زلف و خط دلکشش دام بنی آدمند

این دو بلای سیاه ولولهٔ عالمند

حلقه به گوشان شوق با المش خوش دلند

خانه به دوشان عشق با ستمش خرمند

راهروان صفا از همه دل واقفند

کارکنان خدا در همه جا محرمند

خاطر آزادگان بند کم و بیش نیست

مردم کوته نظر در غم بیش و کمند