غزل شمارهٔ ۲۵۳

مانع رفتن بجز مهر و وفای من نبود

ور نه در کوی بتان بندی به پای من نبود

گر نبودی کوه اندوه محبت در میان

لقمه‌ای هرگز بقدر اشتهای من نبود

دانی از بهر چه کامم را دهان او نداد

انتها در خواهش بی منتهای من نبود

آن که در هر پرده نقش صورت شیرین کشید

با خبر از شاهد شیرین ادای من نبود