غزل شمارهٔ ۲۶۵
دل به حسرت ز سر کوی کسی میآید
مرغی از سدره به کنج قفسی میآید
شکری چند بخواه از لب شیرین دهنان
تا بدانی که چهها بر مگسی میآید
در ره عشق پی ناله دل باید رفت
زان که رهرو به صدای جرسی میآید
میروم گریهکنان از سر کویی کانجا
عاشقی میرود و بوالهوسی میآید