غزل شمارهٔ ۳۲۷

در عالم محبت دانی چه کار کردم

بعد از سپردن دل جان را نثار کردم

بر خاک عاشقانش آخر قدم نهادم

در خیل کشتگانش آخر گذار کردم

شخص از بلا گریزد تا خون او نریزد

من یک جهان بلا را خود اختیار کردم

اول قدم نهادم در کوی بی قراری

آن گه قرار الفت با زلف یار کردم