غزل شمارهٔ ۳۵۲

دوش از در می‌خانه کشیدند به دوشم

تا روز جزا مست ز کیفیت دوشم

چشمم به چه کار آید اگر ساده نبینم

کامم به چه خوش باشد اگر باده ننوشم

هم خاک در پیر مغان سرمهٔ چشمم

هم زلف کج مغبچگان حلقهٔ گوشم

هم چشم سیه مست تو کرده‌ست خرابم

هم لعل قدح نوش تو برده‌ست ز هوشم