غزل شمارهٔ ۳۵۴

من ساده پرست و باده نوشم

فرمان بر پیر می فروشم

مستغرق لجهٔ شرابم

مستوجب مژدهٔ سروشم

بر گردش ساقی است چشمم

بر پردهٔ مطرب است گوشم

آن جا که پیاله‌ای، خرابم

و آن جا که ترانه‌ای، خموشم