غزل شمارهٔ ۳۵۶

ای خط تو را دایرهٔ حسن مسلم

وی نور رخت برده دل از نیر اعظم

هم خیره ز انوار رخت موسی عمران

هم زنده به انفاس خوشت عیسی مریم

هم منظر زیبای تو مهری است منور

هم پیکر مطبوع تو روحی است مجسم

هم فتنهٔ مردم شدی از نرگس پر فن

هم عقده به دلها زدی از سنبل پر خم