غزل شمارهٔ ۳۶۲

نرگسش گفت که من ساقی می‌خوارانم

گر چه خود مست ولی آفت هشیارانم

مژه آراست که غوغای صف عشاقم

طره افشاند که سر حلقهٔ طرارانم

رخ برافروخت که من شمع شب تاریکم

قد برافراخت که من دولت بیدارانم

نکته خال و خطش از من سودازده پرس

که نویسندهٔ طومار سیه کارانم