غزل شمارهٔ ۳۸۰

غم روی تو به عالم ندهم

عین نستانم و این غم ندهم

گر به جان درد پیاپی دهی‌ام

به مداوای دمادم ندهم

گر مرا در حرمت راه دهند

ره به نامحرم و محرم ندهم

بخت آن کو که به صحرای طلب

آهوی چشم تو را رم ندهم