غزل شمارهٔ ۴۰۲

با آن غزال وحشی گر خواهی آرمیدن

چندین هزار احسنت می‌بایدت کشیدن

روزی اگر در آغوش سروی کشی قباپوش

سهل است در محبت پیراهنی دریدن

سر حلقهٔ سلامت در دام او فتادن

سرمایهٔ ندامت از بام او پریدن

پیمانهٔ حیاتم پر شد فغان که نتوان

پیمان ازو گرفتن، پیوند از او بریدن