غزل شمارهٔ ۴۱۲

دانی که چیست رشتهٔ عمر دراز من

مشکین کمند خسرو مسکین نواز من

گفتم دلیل راه مجانین عشق چیست

گفتا که تار طره زنجیر ساز من

گفتم که نور چشمهٔ خورشید از کجاست

گفت از طلوع طلعت عاشق گداز من

تا جان میانه من و جانانه حایل است

کی پی برد به سر حقیقت مجاز من